مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 7 مرداد 1388
عنوان

چه ساده می نویسیم از آنچه نمی دانیم .در واقع همین ندانستن است که نوشتن را سهل می کند.همین نادانی ست که آشکارش می کنیم تا از بار گناه خود بکاهیم..ما بزهکاران نادان.ما نادانان بزهکار چه ساده می نویسیم....

پنجشنبه 11 تیر 1388
تکثیر تاسف برانگیز پینوکیوهای وطنی

 

یه بابای نجاری بود به اسم پدر ژپتو که نه بابا بود و نه پدر.رو همین اساس هم یه روز که نشسته بود تو نجاریش تصمیم گرفت یه عروسک چوبی بسازه که اگه بابا نشده حداقل پدر بشه.بعدم که عروسک رو ساخت اسمشو گذاشت پینوکیو .از قضا همون شب فرشته ی مهربون که یه خانم زیباییست که نمیدونم نصفه شبی تو خونه ی مردم چه گهی میخورده میاد یه غلطایی می کنه که پینوکیو آدم میشه.آدم شدن همان و درآوردن اشک پدرژپتو و بابای ملت همان. 

  

 

نتیجه ی اخلاقی:شوخی می کنی؟تو شهر کچلا شونه بی مصرفه.

نتیجه ی غیراخلاقی:شهر بازی داستان پینوکیو رو یادتونه؟من یکی که خر شدم.

پنجشنبه 7 خرداد 1388
فقدان...

انسان همیشه به محبوب هایش چیزهای زیادی اهدا میکند: 

کلام. آسایش و احساس لذت... 

و تو ارزشمندترین همه ی اینها را به من هدیه کردی:فقدان...

پنجشنبه 31 اردیبهشت 1388
من حق دارم به اندازه ی یه رای حرف بزنم..

 

این حق منه...

پنجشنبه 31 اردیبهشت 1388
قانون

این ساده ترین حق کسانیست که به آنها عشق می ورزم.اینکه بی دلیل بیایند و بی دلیل بروند بدون آنکه درصدد توجیه رفتارشان برآیند. 

از آنان که دوستشان میدارم خواهان هیچ چیز نیستم جز آنکه خود را از من رها کنند و در مورد آنچه انجام میدهند و آنچه انجام نمیدهند توضیحی ندهند و البته چنین چیزی را نیز از من نخواهند. 

چراکه عشق تنها با آزادی معنا پیدا میکند همانگونه که آزادی نیز تنها با عشق معنی می یابد.

دوشنبه 21 اردیبهشت 1388
بانوی آب ها

بانوی آب ها  

در میان رقص شن ها و غوغای آدمواره ها 

 

استاده بر ساحل تنها  

نظاره گر هم آغوشی ماه و دریا 

 

می گرید!

چهارشنبه 26 فروردین 1388
از:  گالینا گامپر

گل های استکانی پژمرده اند. 

گیلاس های وحشی پژمرده است. 

نسترن پژمرد! 

چه طولانی من 

زندگی کرده ام!

یکشنبه 23 فروردین 1388

دیشب به نیت چشمای تو شمع روشن کردم... 

اونم مرام گذاشت و تا صبح بجای من واست گریه کرد.

یکشنبه 23 فروردین 1388
نخستین ناله

اولین درس عشق اشک ریختن ِ و آخریش گریه کردن. 

واسه همینه که آدما تا اشکشون در میاد فکر می کنن عاشق شدن.

واسه همینه که آدما همیشه آدم می مونن.

واسه همینه که آدما افسانه می شن و عاشقا جاودانه.